تبليغاتX
جوال دوز

جوال دوز

بیشتر انتقادی است و گاهی هم مطالبی دیگر!

همه چی آرومه!

اگه سری به بازار آزاد (و البته قاچاق) ارز و سکه بزنید می بینید که:

سکه بهار آزادی 1,010,000 تومان

دلار آمریکا 2,100 تومان

یورو 2,650 تومان

پوند انگلیس 3,300 تومان

درهم امارات 590 تومان

که البته این قیمتها لحظه ای بوده و مربوط به اوایل صبح امروز 5 بهمن است!

اصلن نگران این قیمتها نباشین! چیز مهمی نیست!

اخبار تلویزیون و سایر رسانه های با بصیرت حاکی از این است که:

1- ما هر روز بیشتر از دیروز در حال رشد و شکوفایی هستیم! همه چی آرومه و ما چقد خوشبختیم!

2- ایالات متحده درگیر بحران بزرگ اقتصادیه و معترضان دارن وال استریت رو آزاد سازی می کنن و همین روزاست که آمریکا بپکه و دیگه چیزی ازش نمونه!

3- معترضان انگلیسی یه ساختمون دیگه رو اشغال کردن! و انگلستان داره بدبخت می شه!

4- حوزه ی یورو داره از هم می پاشه، کشورهای اروپایی یکی بعد از دیگری دارن ورشکسته میشن!

5- مردم کشورهای شرق اروپا هم دارن انقلاب اسلامی می کنن! رتبه ی اعتباری بانک های فرانسه اومده پایین!

6- مردم یمن می خوان علی عبدالله صالح رو محاکمه کنن! مردم مصر هم می خوان مبارک رو مجازات کنن! چند نفر هم توی اردن می خوان بچه هاشون رو یا سر ببرن و یا بفروشن! مردم بحرین هم که در حال انقلاب اسلامی هستن!

نتیجه گیری نوشت:

پس زیاد به این قیمتهای الکی و صد من یه غاز توجه نکنین و خدا رو شکر کنین که توی اون کشورهای غربی بحران زده نیستین! و توی ایران آباد و آزاد و دموکرات دارین نفس می کشین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 13:39  توسط مستی  | 

نفرین!

قدیما وقتی می خواستن کسی رو نفرین بکنن، بهش می گفتن: "الهی نون بدود، آب هم بدود و تو به دنبال آنها!"

حالا اما باید به این شکل نفرین کرد: "الهی گذرت دست کم سالی یه بار به شهرداری بیفته!"

1- :

با گذرنامه ها و ویزا و بلیطهامون رفتم بانک تا دلار مسافرتی بگیرم! خودم و همسرم و بچه ی زیر 12 سال! به ما 2500 دلار دادن، من و همسر هر کدام 1000 و فرزند دلبند هم 500 آنهم بعد از کلی بروکراسی و برو بیا و ... حدود 2 ساعت طول کشید!!!!!!

کاری که اگر در صرافی قرار بود انجام شود 2 دقیقه هم نمی شد! شمارش تومانها و شمارش دلارها!!

2- :

خانه ای را که چند سال پیش خریده بودم، اوایل هفته فروختم و از دیروز سر و کارم به شهرداری باز شده، خانه ی ما از زمان خرید تا حالا اصلن تغییر نکرده و چیزی به آن اضافه نشده که هیچ در برخی جاها سیمان دیوارش هم ریخته و از حجمش کم شده، با این حال کارشناس محترم شهرداری ادعا کرده که ما اضافه بنا داریم!!!!! یک خانه ی کلنگی حدود سی ساله که البته چند سال پیش هم از صافی این شهرداری رد شده و اگر خلافی هم داشته پرداخت شده!!! باز این کارشناس خبره آمده و خلاف کشف کرده!

یک سنگ فرضی و مجازی جلوی پای هر ارباب رجوع(یعنی همان شهروند بدبختی که سروکارش به شهرداری افتاده) می اندازند و هی سر خود را می خارانند که ببینم چه کار می شود برای شما کرد! حالا اگر تو هم از آنهایی که معنای این سر خاراندن را ندانی باید روزها و هفته ها و یا شاید بیش از چند ماه رفت و آمد کنی و کمیسیون و ماده و تبصره و لایحه و ... که سنگت را برایت بردارند!!!!!

3- :

توی ماشین منتظر تشریف فرمایی کارشناس شهرداری بودم. رادیوی ماشین روشن بود جلسه ی نمایندگان مجلس، موضوع بحثشان قانون مجازات رانندگان و ملوانان قاچاقچی!!! بود، و بر سر این نکته با هم جدل می کردند که پروانه ی ملوانی و یا گواهی نامه ی رانندگی قاچاقچی را باطل کنند!!! ملوانی که مثلن یه شلوار لی قاچاقی میاره باید پروانه اش باطل شود! و یا ...

شتر با بارش راحت رد می شه می ره بعد نماینده های محترم بهارستان بال ملخ را گرفته اند!!!!

4- :

از شهرداری که اومدم بیرون رو به آسمون کردم و به خدا گفتم: "ای خدا ظالمی اگر ما را در آن جهان به جهنم بیندازی! اینجا جهنم را تجربه می کنیم"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 14:44  توسط مستی  | 

مصطفی!

چهارشنبه شب حدود ساعت 7 توی راه خونه بودم که یکی از دوستان دوران دانشجویی تماس گرفت و پرسید این مصطفی احمدی روشن که ترور شده همون مصطفای خودمونه؟! من هم که از همه جا بیخبر بودم، هوش از سرم رفت و کنار جاده نگه داشتم و کلی گریه کردم، یاد شیطنتهای مصطفی و خنده هاش و حرکاتش دیوونم کرد، بعد از چند دقیقه به سمت خونه راه افتادم و مدام دعا می کردم که دروغ باشه! رسیدم خونه و یه راست رفتم سراغ اینترنت، که دیدم نه، یه نفر با همون نام ترور شده! باز هم توی هول و ولا و دعا که کاش مصطفای خودمون نباشه! تلویزیون رو روشن کردم، شبکه ی بی بی سی خبر رو گفت و یه عکس هم ازش نشون داد!!! آره شوربختانه خودش بود، مصطفی کشته شده بود، آه از نهادم برآمد!

پنج شنبه شب برای وداع رفتم مسجد دانشگاه، خیلی از بچه ها بودن، احمد عباسی دعای کمیل خوند، بعد بابای مصطفی کمی صحبت کرد، سعید حدادیان و نوچه هاش هم اومده بودن که یه مقداری عزاداری کردن و تو سر و کله ی خودشون زدن و حسین حسین کردن! دست آخر هم جنازه ی مصطفی و راننده اش(قشقایی) رو آوردن داخل مسجد، اشکمون دراومد و کلی گریه و زاری کردیم، برای مصطفای جوان که دیگر بین ما نبود! تا ساعت یازده شب

تموم این مدت توی حیاط مسجد توی هوای سرد وایساده بودیم و حسرت می خوردیم از اینکه یکی از دوستانمان رفت!

هر چند که شاید به لحاظ تفکر و عقیده با هم کمی متفاوت بودیم و مثل هم فکر نمی کردیم، ولی رفتن مصطفی خیلی دردناک و سخت بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 13:13  توسط مستی  | 

بهشت و جهنم!

یکی از دوستان مطلب زیر را برایم فرستاده بود، که من هم اینجا می گذارمش،

عنوانش هم این بود: اگر قرار بود الان یه کتاب آسمانی نازل بشه برای ایرانی جماعت، توش چه وعده هایی برای بهشت و جهنم میداد؟

بهشت:

در آنجا پارکهایی هستند که میتوانید در آنها با اهل بهشت آب بازی کنید.

در بهشت هرگونه که خواستید بگردید، در آنجا کسی کاری به کارتان ندارد و کسی در شما نظر نخواهد کرد.

به شما نوت بوکی میدهیم با 72 نرم افزار رایگان و 72 Gig اینترنت رایگان بدون فیلتر که در همه جای بهشت آنتن میدهد.

بر بام هر خانه ای در بهشت 72 دیش ماهواره قرار داده ایم که بهشتیان میتوانید با هر یک 72000 کانال بگیرند، همانا در بهشت بر روی دیشهای شما پارازیت نمی اندازیم و کسی دیشهای شما را جمع نخواهد کرد.

در آنجا دکه هاییست که میتوان از آنها روزنامه ها و کتابهایی خرید که سانسور نشده و جز حقیقت در آن نوشته نشده است.

در بهشت مرغهایی برای بهشتیان قرار داده ایم که فرت و فرت تخم میکنند، تخمهایی دو زرده و سه زرده و وقتی آنرا بشکنید از آن املت بیرون میاید و اهل بهشت هیچ گاه از خوردن آنها سیر نمیشوند.

در بهشت هواپیماهایی برای مومنین قرار داده ایم که تاخیر ندارد و سقوط نمیکند و نیازی به لوازم یدکی ندارد.

جهنم:

در جهنم هرگونه خوشی بر شما حرام است، فقط صدای نی آن هم به شرطی که شما را به گریه اندازد.

در جهنم زیبایی بر شما حرام است، همانا در آنجا غولانی پر هیبت و زشت از زن و مرد را بر شما قرار داده ایم که اگر یک تار مویتان بیرون باشد پایتان را فلک میکنند و به ازاء هر تار مویتان 74 ضربه شلاقتان میزنند.

در جهنم اینترنت پر سرعتی برای گناهکاران قرار داده ایم که با آن جز در سایتهای تبیان و دارالحدیث و الکوثر نتوانند بروند و هر جای دیگری که بروند بنویسد " دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نمیباشد" باشد تا جانشان درآید.

در جهنم دیشهایی از برای جهنمیان قرار داده ایم که بیست و چهار ساعته روی آن پارازیت است تا ببینند و حرص بخورند، همانا ما قادر و توانا هستیم.

در آنجا دکه هایی از برای اهل جهنم قرار داده ایم که در آن جز کیهان نفروشند و وقتی آنها را ورق زنند از میان اوراق آن بوی بد به مشام رسد.

در جهنم ماهی 60 لیتر بیشتر بنزین به شما نمیدهند و از برای آن باید ساعتها در صف بایستید و توی سرتان بزنند و چشمتان کور شود میخواستید نیایید جهنم.

در آنجا جویهایی جاریست از ماءالشعیر که هر چه از آن بخورید مست نشوید و سر کار بروید.

جهنمیان را در هواپیماهایی مینشانیم و بر بالای جهنم میگردانیم که تکان تکان میخورد و از چهار ستونش صداهای عجیب و غریب می آید و آنها را جان به لب میکنیم، آنگاه هواپیما را ساقط کرده، همه شان را میکشیم و دوباره زنده شان کرده و باز در همان هواپیما می نشانیمشان.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 14:33  توسط مستی  | 

نهم دی! روز ...

امروز صبح در مسیر محل کار، رادیوی ماشین روشن بود و برنامه قدیمی تقویم تاریخ.

یکی از مناسبتهای امروز اول صفر، آغاز جنک صفین بین سپاهیان امیرالمومنین علی(ع) از کوفه و لشکر معاویه بن اباسفیان از شام بود. که گوینده ی رادیو جریان جنگ و خدعه ی عمروعاص جهت جلوگیری از شکست معاویه را توضیح داد که ناخودآگاه یاد عاشورا و بعد هم نهم دی سال 88 افتادم!

در شلوغیهای سال 88 مردم به نتایج انتخابات اعتراض داشتند که بعد از حمایت سرسختانه ی آیت الله خامنه ای از محمود احمدینژاد، شعارهای مردم از احمدینژاد به سمت رهبر چرخش پیدا کرد. که البته برای مردم عادی و بی تفاوت و عوام و خیل زیادی از مذهبیها زیاد مهم نبود(هر چند که برای دوستان ولایی دردناک بوده و هست!). چندی بعد در یک سناریوی تلویزیونی چند بازیگر حکومتی با صورتهای پوشانده، عکس آیت الله خمینی را جلوی دوربین آتش زده و پاره کردند و تلویزیون شروع به تبلیغ کرده که ای مردم بشتابید که سبزها به رهبر فقید اهانت کرده و عکسش را به آتش کشیدند، که باز هم عکس العملی از مردم همیشه در صحنه دیده نشد!!! به ناچار حاکمیت دست به دامن امام حسین(ع) و مناسبت عاشورا شد و از حضور سبزها در خیابان در این روز استفاده ی شایان برده و خدعه ی عمروعاصی خود را اجرا نمودند و همان بازیگران فبلی را در لباس سبزها به چند نقطه ی شهر فرستادند و چند تکیه را آتش زده و پرچمهایی را سوزاندند و فیلم ها گرفتند و ضرغامی هم در جوسازی سنگ تمام گذاشته و تبلیغها کرده و به مردم گفتند که کجایید مسلمانان بشتابید که سبزها با امام حسین(ع) سر جنگ دارند و به فرزند رسول الله اهانت کردند و به یزیدیان پیوستند و ...

مردم عوام هم که عاشق حسین(ع) هستند و البته آلت دست حکومت دینی، چه می دانستند و چه می دانند که بازیچه اند و سیاهی لشکر حکومت اسلامی آیت الله خامنه ای!

آمدند که از حسین دفاع کنند و بر یزیدیان و دشمنان حسین بتازند و لعن و نفرین فرستند. آمدند و شعارها دادند و رفتند ولی آنچه از این آمدن و رفتن برداشت شد حمایت از آیت الله خامنه ای بود و نه دفاع از آزمان حسین بن علی!!!!!

توی تقویم روی میز من(صفحه ی 9 دی) نوشته: "روزی بصیرت و میثاق امت با ولایت"

اگه از من بپرسن چه اسمی برای این روزی میذاری؟ می گم: "روز بزرگداشت عمروعاص"


پ.ن:

1- دیروز زادروز پیامبر صلح و دوستی عیسا مسیح بود که به همه ی پیروان راستین پیامبران الهی این روز رو شادباش می گویم.

2- سبزها از سال 88 تاکنون با حکومت آیت الله خامنه ای مشکل داشته و دارند، با امام حسین بن علی(ع) که مشکلی ندارند! حتا لامذهبهای این جنبش! مذهبی ها که جای خود دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 15:1  توسط مستی  | 

بدون تعصب!

یکی از دوستان تصویر زیر را برای من فرستاده بود که من هم اینجا می آورم:

نکته های پیش نوشت:

1- بنده هدفم طرفداری از حکومت پهلوی نیست.

2- در مورد درستی و یا نادرستیش هم جستجو نکرده ام.

3- صرفن یک مقایسه ی ساده است جدی نگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 13:27  توسط مستی  | 

یلدا مبارک

آیین کهن یلدا یا "شب چله" بر تمام ایرانیان و دوست داران فرهنگ این مرز و بوم مبارک و پیروز باد!

روزگارتان خوش و شاد باد و یلدایتان خجسته و پیروز.

ای کاش روزی بیاد که کسی نگران تنقلات شب یلدا و خرج عیدش نباشه! 

ای کاش روزی بیاد که داد و عدل فراگیر بشه و مستمندان هم به بضاعتی که شایسته ی یک زندگی انسانی است دست یابند!

ای کاش روزی بیاد که همه ی همسایه ها رو شاد ببینیم!

ای کاش روزی بیاد که رنج و محنت انسانها کمتر از الان باشه!

ای کاش روزی بیاد که اگه شب شد هر کسی به اندازه ی خودش خوراک توی خونه داشته باشه و گرسنه نخوابه!

ای کاش روزی بیاد که ادب مرد به ز دولت او باشد و به همنوع خود نیز بیاندیشد!

ای کاش روزی بیاد که ما آدم بشیم و با اخلاق و مودب!

به امید اون روز

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 13:40  توسط مستی  | 

وضعیت سیاسی ایران

وضعیت بغرنج سیاسی ایران در سی و دو سال گذشته:

8 سال نخست وزیری موسوی + 8سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی + 8 سال ریاست جمهوری خاتمی = سران فتنه (24 سال)

6 سال ریاست جمهوری محمود احمدینژاد = جریان انحرافی

بازرگان + بنی صدر(حدود دو سال) = عوامل وابسته به غرب و استکبار و صهیونیست و سیا و ... (خیلی بد)

24 سال سران فتنه + 6 سال جریان انحرافی + 2 سال خیلی بد = 32 سال(کل نظام اسلامی)

چند سوال:

1- دوران طلایی حضرت امام کی بوده؟!

2- سران، دلسوزان و مسئولان جمهوری اسلامی چه زمانی حکومت کرده اند؟!

3- این چه جور مملکتی است؟! 


پ.ن: به اعتقاد و اذعان برخی، این مملکت متعلق به امام زمان است!

جوالدوز: خوب معلومه مملکتی که صاحبش بالای سرش نباشه وضعش بهتر از این هم نمی شه!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 14:59  توسط مستی  | 

اشغال سفارت بریتانیا

دیروز در اقدامی زشت، چندش آور، شرم آور، آبروریزی و کثیف عده ای لباس شخصی که خود را دانشجو نامیده بودند و البته از مقامات بالا دستور گرفته بودند، به سفارت انگلستان حمله کرده و آنرا اشغال کردند و البته نیروی انتظامی هم در یک شوی خیابانی (که بیشتر به بازی هنرپیشه های فیلمهای کشورهای عربی می مانست!) مثلن در مقابل حمله ی مهاجمین از سفارت دفاع می کرد!!

حکومت اسلامی این حرکت را خودجوش دانسته و وزارت خارجه هم مثلن اظهار تاسف کرده و محکوم کرده!

جالب است خود جوش و بدون مجوز!!!

معلمان و رانندگان و هر سندیکای کارگری دیگری اگر قصد برگزاری تجمعی اعتراضی برای احقاق حقوق صنفی (و نه سیاسی) خود داشته باشند به آنجا انداخته می شوند که "عرب نی انداخت" اعتراض سیاسی که جای خود دارد و در حکم ارتداد و تکفیر، بلکه بیشتر است! بعد یک عده دانشجو نما(بخوانید بسیجیان با بصیرت و همیشه در صحنه) در روز روشن و در مرکز شهر تهران به سفارت خانه ی یک کشور دیگر حمله می کنند و آب هم از آب تکان نمی خورد!

هیچ انسان عاقلی باور نمی کند که این حرکت زشت، خودجوش باشد، آن هم از سوی دانشجویان!

دروغ می گویند به خلق و خدا مثل آب خوردن!

خداوند لعنت کند حیله گران و دروغگویان در هر کشور و دین و مذهب و جایگاهی را! آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 15:25  توسط مستی  | 

دم خروس و قسم حضرت عباس!

خبرهای تلویزیون جمهوری اسلامی از اعتراضات مردم آمریکا و غرب و مخصوصن جنبش اشغال وال استریت طوری به بیننده القا می کنه که انگاری آمریکا در حال فروپاشی است و غرب هم!

بیننده ی از همه جا بی خبر هم توی ذهنش این تداعی می شود که چند صباحی دیگر انقلابی در آمریکا و اروپا رخ خواهد داد و به پایان دوران سرمایه داری منتهی خواهد شد!!

ولی هیچ کس از این بینندگان هیچگاه از خودش نمی پرسد که این اقتصادهای غربی که در حال فروپاشی هستند پس چرا در ایران قیمت ارزهایشان مرتب بالا می رود؟؟؟!!! چرا دلار هر روز گران تر از دیروز است؟! و "ریال" ایران که قربونش برم اقتصادش به ادعای سردمداران سیاسی این مملکت گل و بلبل هر روز بهتر از دیروز است و هر از گاهی اختراعی و نوآوری و ابداعی و شکوفایی پی در پی و "برای اولین بار در ایران و خاورمیانه و دنیا" و ... هزار جور ادعا و لاف و گزاف دیگر روز به روز بی ارزش تر می شود؟؟!!

واقعن ما نمی دانیم فروپاشی اقتصادی غرب را باور کنیم و یا پایین آمدن ارزش پول ملی کشورمان را ؟؟!!

بی خیال نوشت: در راستای حذف 4 صفر از واحد پول ملی پیشنهاد می گردد، واحد پول ملی "پهن" (یا همان تاپاله گاو) انتخاب گردد و هر پهن معادل صد "پشگل" (یا همان مدفوع گوسفند) باشد. بدین ترتیب هر دلار آمریکا معادل یک "پهن" و هر سنت آمریکا معادل یک "پشگل" می باشد که سبب تحقیر استکبار جهانی و البته افزایش غرور ملی نیز می گردد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 14:46  توسط مستی  |